Persian
English Chinese Simplified Chinese Traditional French German Portuguese Spanish Russian Japanese Korean Arabic Irish Greek Turkish Italian Danish Romanian Indonesian Czech Afrikaans Swedish Polish Basque Catalan Esperanto Hindi Lao Albanian Amharic Armenian Azerbaijani Belarusian Bengali Bosnian Bulgarian Cebuano Chichewa Corsican Croatian Dutch Estonian Filipino Finnish Frisian Galician Georgian Gujarati Haitian Hausa Hawaiian Hebrew Hmong Hungarian Icelandic Igbo Javanese Kannada Kazakh Khmer Kurdish Kyrgyz Latin Latvian Lithuanian Luxembou.. Macedonian Malagasy Malay Malayalam Maltese Maori Marathi Mongolian Burmese Nepali Norwegian Pashto Persian Punjabi Serbian Sesotho Sinhala Slovak Slovenian Somali Samoan Scots Gaelic Shona Sindhi Sundanese Swahili Tajik Tamil Telugu Thai Ukrainian Urdu Uzbek Vietnamese Welsh Xhosa Yiddish Yoruba Zulu Kinyarwanda Tatar Oriya Turkmen Uyghur Abkhaz Acehnese Acholi Alur Assamese Awadish Aymara Balinese Bambara Bashkir Batak Karo Bataximau Longong Batak Toba Pemba Betawi Bhojpuri Bicol Breton Buryat Cantonese Chuvash Crimean Tatar Sewing Divi Dogra Doumbe Dzongkha Ewe Fijian Fula Ga Ganda (Luganda) Guarani Hakachin Hiligaynon Hunsrück Iloko Pampanga Kiga Kituba Konkani Kryo Kurdish (Sorani) Latgale Ligurian Limburgish Lingala Lombard Luo Maithili Makassar Malay (Jawi) Steppe Mari Meitei (Manipuri) Minan Mizo Ndebele (Southern) Nepali (Newari) Northern Sotho (Sepéti) Nuer Occitan Oromo Pangasinan Papiamento Punjabi (Shamuki) Quechua Romani Rundi Blood Sanskrit Seychellois Creole Shan Sicilian Silesian Swati Tetum Tigrinya Tsonga Tswana Twi (Akan) Yucatec Maya
Leave Your Message

نتیجه جنگ اقتصادی آمریکا علیه چین چه بود؟

۲۰۲۵-۰۴-۲۲

(بازنشر از حساب رسمی مجله Oriental Finance، توسط یان آنشنگ، نایب رئیس انجمن رسانه‌ای ژورنال هنگ کنگ.)

از سال ۲۰۲۵، جنگ تجاری چین و آمریکا تشدید شده و بازی در زمینه‌های تعرفه‌ها، فناوری و زنجیره‌های صنعتی، روند رویارویی چندبعدی را نشان داده است. دو طرف در حوزه‌های کلیدی مانند نیمه‌رساناها، وسایل نقلیه انرژی جدید و کشاورزی، رویارویی‌های شدیدی را آغاز کرده‌اند. در ۲ آوریل ۲۰۲۵، دولت آمریکا اعلام کرد که «تعرفه متقابل» را با نرخ مالیات ۳۴٪ بر کالاهای چینی صادر شده به ایالات متحده اعمال خواهد کرد. در کنار تعرفه ۲۰٪ از سال ۲۰۱۸، نرخ مالیات جامع به ۵۴٪ رسید. چین نیز وضعیت چندان بهتری ندارد. در ۴ آوریل، چین به سرعت سیاست تعرفه متقابل «۳۴٪ به ۳۴٪» را معرفی کرد و تعرفه ۳۴٪ را بر تمام کالاهای وارداتی از ایالات متحده، شامل محصولات کشاورزی، انرژی، خودرو و سایر زمینه‌ها، اعمال کرد. در عین حال، چین ۱۶ نهاد آمریکایی را در فهرست کنترل صادرات قرار داده و صادرات اقلام دو منظوره به آنها را ممنوع کرده است. و ۱۱ شرکت را در فهرست نهادهای غیرقابل اعتماد قرار داد و آنها را از انجام فعالیت‌های واردات و صادرات با چین منع کرد. علاوه بر این، چین صلاحیت صادرات ۶ شرکت آمریکایی برای محصولات کشاورزی به چین را به حالت تعلیق درآورده و کنترل‌های صادراتی را بر اقلام مرتبط با عناصر خاکی کمیاب متوسط ​​و سنگین اعمال کرده است.

از آخرین دور جنگ تجاری چین و آمریکا، می‌توانیم ببینیم که اقدامات متقابل چین قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود. بنابراین، چه کسی در نهایت در جنگ اقتصادی چین و آمریکا پیروز خواهد شد؟ با بررسی رقابت اقتصادی چین و آمریکا از سال ۲۰۱۸، نتیجه‌گیری دشوار نیست.

جنگ تجاری چقدر بر ایالات متحده تأثیر می‌گذارد؟

در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ، رئیس جمهور وقت آمریکا، جنگ تجاری علیه چین را آغاز کرد که در دوران دولت بایدن شدیدتر شد. با این حال، هفت سال بعد، ایالات متحده نه تنها در دستیابی به اهداف مورد انتظار خود شکست خورده، بلکه متحمل خسارات و مشکلات سنگینی شده و کمر برهنه خود را نمایان کرده است. جنگ تجاری ایالات متحده خسارت محدودی به چین وارد کرده است، اما خسارت به خود ایالات متحده بسیار فراتر از انتظارات آمریکایی‌ها بوده است که به طور خاص در جنبه‌های زیر آشکار می‌شود.

اول، سیاستمداران آمریکایی ضربه روانی بی‌سابقه‌ای را متحمل شده‌اند. در طول جنگ تجاری، تجارت خارجی چین به طور کلی بهبود یافته است و می‌توان گفت که هر چه جنگ بیشتر باشد، قوی‌تر است. به جز تأثیر اولیه جنگ تجاری بر صادرات، سیاست تثبیت تجارت خارجی چین در مدت زمان بسیار کوتاهی نقش داشته است. چین با تقویت همکاری و تبادلات با پلتفرم‌ها و مکانیسم‌هایی مانند RCEP، ابتکار کمربند و جاده و کشورهای BRICS، به سرعت شکاف کاهش تجارت با ایالات متحده را جبران کرده و در تمام مسیر پیشرفت کرده است و تجارت خارجی سال به سال به رشد خود ادامه می‌دهد. داده‌های رسمی نشان می‌دهد که صادرات چین در سال 2024 به 25 تریلیون یوان خواهد رسید و مازاد تجاری آن از 1 تریلیون دلار آمریکا فراتر خواهد رفت که نه تنها بزرگترین در صادرات چین، بلکه بزرگترین در تجارت جهان نیز هست. در این جنگ تجاری، از یک سو، آمریکایی‌ها شاهد کاهش سریع جایگاه خود در سهم تجارت خارجی چین هستند. از سوی دیگر، با دیدن اینکه تجارت خارجی چین رونق گرفته، سیاستمداران آمریکایی متحیر مانده اند و اضطراب روانی و ضربه ای که متحمل شده اند، بی سابقه است.

دوم، نرخ تورم در ایالات متحده افزایش یافته و کاهش آن دشوار است که این امر آسیب زیادی به مردم آمریکا وارد کرده است. جنگ تجاری که توسط ترامپ و جانشین او بایدن علیه چین آغاز شد، در شرایطی آغاز شد که جایگزینی صنعتی در ایالات متحده وجود نداشت. اگرچه ایالات متحده به شدت از تولید و ساخت مکزیک، هند، ویتنام و سایر کشورها برای جایگزینی محصولات چینی حمایت کرده است، اما اجزای اصلی صنعت تولید در این کشورها به شدت به عرضه زنجیره صنعتی چین وابسته هستند. در واقع، امید ایالات متحده برای جایگزینی واردات در هند، ویتنام و مکزیک به طور جدی اشتباه محاسبه شده است. زنجیره صنعتی چین تحت تأثیر جنگ تجاری آغاز شده توسط ایالات متحده قرار نگرفته است. برعکس، تعرفه‌های اعمال شده توسط ایالات متحده به طور مستقیم و غیرمستقیم بر واردات چین اساساً به مصرف‌کنندگان آمریکایی منتقل می‌شود و به یکی از دلایل اصلی تورم بالا در ایالات متحده تبدیل شده است. از زمانی که دولت ترامپ جنگ تجاری علیه چین را آغاز کرد، به ویژه از زمان شیوع بیماری همه‌گیر کووید-۱۹، نرخ تورم ایالات متحده به طور پیوسته در حال افزایش بوده و همه چیز گران‌تر شده است. اگرچه دولت آمریکا اقدامات مهار شدیدی مانند نرخ بهره بالا را اتخاذ کرده است، اما نرخ تورم هرگز به هدف کنترلی نرسیده است. مردم آمریکا به شدت شکایت دارند و اتهامات و سوءاستفاده‌های مختلف علیه دولت آمریکا بی‌پایان است. این نتیجه از سوی دولت آمریکا انتظار نمی‌رفت.

جنگ تجاری ۳.png

سوم، ضعف زنجیره صنعتی ایالات متحده آشکار شده و کاستی‌های صنعت تولید حتی ضعیف‌تر شده است. یکی از اهداف دولت ایالات متحده برای راه‌اندازی جنگ تجاری، جذب مجدد تولید به ایالات متحده و تقویت دوباره صنعت تولید ایالات متحده بود. با این حال، عکس این اتفاق افتاد. با توجه به نتایج تقریباً هفت سال از زمان آغاز جنگ تجاری توسط ایالات متحده، نه تنها صنعت تولید به ایالات متحده بازنگشته است، بلکه زنجیره صنعتی اصلی ایالات متحده نیز مختل شده است. سیستم تقسیم زنجیره صنعتی جهانی کارآمد که در ابتدا توسط شرکت‌های آمریکایی ساخته شده بود، مختل شده است. یافتن تأمین‌کنندگان جایگزین زمان‌بر است و نمی‌تواند به کیفیت و مقرون‌به‌صرفه بودن زنجیره تأمین اصلی دست یابد. علاوه بر این، عدم قطعیت ناشی از جنگ تجاری، بسیاری از شرکت‌های آمریکایی را در تصمیم‌گیری‌هایی مانند سرمایه‌گذاری و توسعه مردد کرده است و بر توسعه پایدار بلندمدت زنجیره صنعتی تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، بسیاری از شرکت‌های آمریکایی به شدت به واردات مواد اولیه، قطعات و غیره از چین متکی هستند. صنعت الکترونیک را به عنوان مثال در نظر بگیرید. چین تولیدکننده اصلی بسیاری از قطعات الکترونیکی است. جنگ تجاری، دستیابی به عرضه پایدار را برای شرکت‌های مرتبط آمریکایی دشوار می‌کند، هزینه‌ها را افزایش می‌دهد و پیشرفت تولید را مختل می‌کند. به عنوان مثال، اپل با کمبود عرضه قطعات مواجه است. جنگ تجاری مانع واردات شرکت‌های تولیدی داخلی در ایالات متحده شده است که این امر، تهی شدن صنعت تولید ایالات متحده را در چارچوب جنگ تجاری، بیش از پیش برجسته کرده است.

چهارم، ایالات متحده تمام برگ‌های برنده خود را در مذاکرات با چین از دست داده و به طور فزاینده‌ای منفعل شده است. از زمان پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، ایالات متحده اغلب از به اصطلاح عدم تعادل در تجارت چین و آمریکا برای اعمال تحریم‌ها علیه چین استفاده کرده و چین را مجبور به سازش و امتیازدهی در بسیاری از زمینه‌ها، مانند درخواست افزایش ارزش یوان و حتی درخواست از چین برای کمک به ایالات متحده برای خلاص شدن از بحران مالی، کرده است. با این حال، در گذشته، تحریم‌های ایالات متحده پر سر و صدا اما بی‌اثر بودند و تحریم‌های واقعی محدود بودند و مزایایی که ایالات متحده از چین به دست می‌آورد، بسیار زیاد بود. با این حال، در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ به طور کامل برگ انجیر دولت ایالات متحده را پاره کرد و اقدامات فشار تجاری شدید بی‌سابقه‌ای را علیه چین انجام داد و تلاش کرد تا توسعه صنعت چین را از طریق تجارت مهار کند. پس از جنگ تجاری، دولت ترامپ و جانشین او، دولت بایدن، نیز جنگ فناوری و جنگ مالی علیه چین را آغاز کردند و شرکت‌های فناوری چینی را در سراسر جهان تعقیب و رهگیری کردند. تاکنون، می‌توان گفت که استراتژی مهار اتخاذ شده توسط ایالات متحده علیه چین بی‌پروا بوده و کارت‌های برنده رو شده‌اند. هیچ برگ برنده‌ای باقی نمانده است. در نهایت، تنها اقدامات تهاجمی و آسیب‌زا که ایالات متحده می‌تواند علیه چین انجام دهد، تخریب افکار عمومی و اهریمن‌سازی است، اما این اقدامات نیز یکی پس از دیگری با سیاست بدون ویزای چین حل می‌شوند. اکنون، پس از بیش از هفت سال جنگ تجاری، جنگ فناوری، جنگ مالی و جنگ افکار عمومی، دولت ایالات متحده ناگهان متوجه شده است که در مواجهه با چین از حالت پیشگیرانه به حالت منفعل تبدیل شده است.

جنگ فناوری چقدر بر ایالات متحده تأثیر می‌گذارد؟

در سال ۲۰۱۸، پس از آنکه دولت آمریکا جنگ تجاری علیه چین را آغاز کرد، بلافاصله جنگ فناوری را نیز آغاز کرد و با متحدان خود برای مسدود کردن شرکت‌های فناوری چینی در سراسر جهان متحد شد. جنگ فناوری که توسط ایالات متحده علیه چین آغاز شده است، بیش از شش سال ادامه داشته و دائماً در حال افزایش بوده است، اما سرعت توسعه فناوری چین متوقف نشده، بلکه سریع‌تر و سریع‌تر شده است. برعکس، توسعه فناوری خود ایالات متحده نیز به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.

اول، مزیت تکنولوژیکی ایالات متحده تضعیف شده است. به دلیل اقدامات محاصره‌ای که ایالات متحده علیه چین انجام داده است، دو کشور نمی‌توانند در علم و فناوری با هم ارتباط برقرار کنند. از یک سو، این امر پتانسیل نوآوری و کارآفرینی دولت و شرکت‌های چین را تحریک کرده و در نوآوری تکنولوژیکی چین در همه جنبه‌ها پیشرفت‌های بزرگی داشته است. از سوی دیگر، ایالات متحده در مواجهه با پیشرفت سریع تکنولوژیکی چین، دچار سردرگمی شده است. 20 سال پیش، ایالات متحده تقریباً در تمام زمینه‌های فناوری نسبت به چین برتری داشت، اما امروز، چین به سرعت به چین رسیده و حتی در اکثر زمینه‌های نوآوری تکنولوژیکی از ایالات متحده پیشی گرفته است. امروزه، به جز چند زمینه پراکنده و پیشرفته، ایالات متحده همچنان مزایای خود را حفظ کرده است و تقریباً همه جنبه‌های دیگر به فناوری چین گره خورده است. ایالات متحده نه تنها در زمینه‌هایی مانند راه‌آهن پرسرعت، کشتی‌سازی، برق و وسایل نقلیه انرژی جدید قادر به مقایسه با چین نیست، بلکه حتی در زمینه هوافضا که افتخارآمیزترین حوزه ایالات متحده در جهان است، چین از آن پیشی گرفته است. در حوزه تراشه که ایالات متحده همیشه پیشرو بوده است، به جز چند تراشه پیشرفته که هنوز از مزیت برخوردارند، سایر صنایع و بازارهای تراشه‌های میان‌رده و پایین‌رده تقریباً توسط چین کنترل می‌شوند. حتی بوستون داینامیکس که دهه‌هاست سگ‌های رباتیک تولید می‌کند، فوراً توسط شرکت چینی یوشو تکنولوژی از آن پیشی گرفته است. چین و ایالات متحده در حوزه هوش مصنوعی درگیر رقابت تنگاتنگی هستند، اما با ظهور دیپ‌سیک، اوضاع به سمتی در حال تغییر است که به طور فزاینده‌ای به نفع چین است.

دوم، از دست دادن استعدادهای علمی و فناوری در ایالات متحده به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود. همانطور که همه ما می‌دانیم، رونق ایالات متحده به این دلیل است که ایالات متحده در ۱۰۰ سال گذشته به یک مرکز جهانی برای استعدادهای مختلف تبدیل شده است. استعدادهایی از سراسر جهان به ایالات متحده مهاجرت کرده‌اند و سهم بزرگی در توسعه علم و فناوری آمریکا داشته‌اند. در میان آنها، دانشجویان چینی، دانشمندان چینی-آمریکایی و محققان فنی چینی-آمریکایی بهترین عملکرد را داشته‌اند و پیشتاز ارتش علم و فناوری آمریکا هستند. با این حال، در سال‌های اخیر، اختلافات سیاسی در ایالات متحده تشدید شده، جامعه به شدت از هم پاشیده و درگیری‌های نژادی شدت گرفته است. به ویژه، افراد با پیشینه چینی، از جمله دانشجویان چینی، محققان چینی و چینی-آمریکایی، به طور فزاینده‌ای در ایالات متحده مورد تبعیض قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، سیاستمداران آمریکایی برای قطع کانال‌های تبادل علمی و فناوری بین چین و ایالات متحده، نه تنها صادرات فناوری آمریکایی به چین را محدود کرده‌اند، بلکه تبادل استعدادها بین چین و ایالات متحده را نیز محدود کرده‌اند. دولت ایالات متحده همچنین به طور خاص دانشجویان چینی، دانشمندان و مهندسان چینی و چینی-آمریکایی با پیشینه چینی را سرکوب و آزار و اذیت کرده است، نه تنها کانال‌های ارتقای آنها را مسدود کرده و آنها را از تصدی مناصب مهم در دولت و شرکت‌های ایالات متحده منع کرده است، بلکه دامنه تحصیل و اشتغال آنها را در ایالات متحده نیز محدود کرده است. برخی از رشته‌های علوم و مهندسی صراحتاً دانشجویان با پیشینه چینی را از تحصیل منع می‌کنند و بسیاری از مناصب و مؤسسات مهم تحقیقاتی و فنی علمی برای دانشجویان چینی و چینی-آمریکایی‌ها باز نیست. دانشجویان چینی و چینی-آمریکایی‌ها و چینی-آمریکایی‌ها به طور فزاینده‌ای در تحصیل، کار و زندگی خود در ایالات متحده با مشکل مواجه هستند. در سال‌های اخیر، تعداد فزاینده‌ای از دانشجویان چینی و دانشمندان و پرسنل فنی چینی و چینی-آمریکایی تصمیم به ترک ایالات متحده و رفتن به سراسر جهان گرفته‌اند. در میان آنها، برخی از دانشمندان تصمیم گرفته‌اند برای خدمت به سرزمین مادری خود به چین بازگردند. برای مثال، پروفسور یین ژیائو، رئیس و رئیس شرکت تجهیزات میکرو-نیمه‌رسانای پیشرفته شانگهای، که در سال ۲۰۰۴ برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار به چین بازگشت، زمانی گفته بود که در ۴۰ سال گذشته، ایالات متحده حداقل ۱۰ نوع تجهیزات نیمه‌رسانای پیشرفته بین‌المللی را توسعه داده است که ۷۰ تا ۸۰ درصد آنها توسط دانشجویان چینی توسعه یافته‌اند و ۸۰ تا ۹۰ درصد از این استعدادها به چین بازگشته‌اند و نقش مهمی در زمینه‌های مختلف ایفا کرده‌اند. نگاهی اجمالی به کل ماجرا، مثالی که یین ژیائو، رئیس دانشگاه، به آن اشاره کرد، تنها نشان دهنده وضعیت از دست دادن استعدادها در ایالات متحده است. بر اساس داده‌های دانشگاه استنفورد در ایالات متحده، تعداد دانشمندان چینی که ایالات متحده را ترک می‌کنند، بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ به طور پیوسته از ۹۰۰ نفر به ۲۶۲۱ نفر افزایش یافته است. یک نظرسنجی توسط رسانه‌های ایالات متحده نشان می‌دهد که در میان بیش از ۱۳۰۰ دانشمند چینی، ۶۱ درصد از آنها هنوز می‌خواهند ایالات متحده را ترک کنند. داده‌ها نشان می‌دهد که اگرچه ایالات متحده هنوز بیشترین تعداد دانشمندان برتر جهان را دارد، اما تعداد آنها روز به روز بدتر می‌شود و تعداد دانشمندان برتر جهان که متعلق به چین است، در حال رسیدن به ایالات متحده است.

جنگ تجاری ۴.png

سوم، صنعت فناوری ایالات متحده به شدت توسط دولت ایالات متحده محدود شده است. قبل از اینکه ایالات متحده جنگ فناوری علیه چین را آغاز کند، تقسیم کار بین چین و ایالات متحده در حوزه تراشه بسیار واضح بود، یعنی ایالات متحده مسئول طراحی و تولید محصولات تراشه بود و چین بزرگترین بازار مصرف جهان را برای صنعت تراشه ایالات متحده فراهم می‌کرد. با این حال، جنگ فناوری که توسط ایالات متحده علیه چین آغاز شد، این الگو را شکست. ایالات متحده برای مهار توسعه صنعت تراشه چین، اقداماتی مانند ساخت یک حیاط کوچک با دیوارهای بلند و ممنوعیت صادرات تراشه‌های پیشرفته به چین را اتخاذ کرد. این اقدام نه تنها چین را مجبور به سخت کوشی، خوداتکایی و خودکفایی در حوزه تراشه کرد، بلکه بازار مصرف عظیم چین را نیز کاملاً از صنعت تراشه ایالات متحده جدا کرد و شرکت‌های تراشه ایالات متحده را تنها با آه کشیدن در بازار مصرف چین تنها گذاشت. حتی اگر شرکت‌های تراشه ایالات متحده تراشه‌های پیشرفته‌ای داشته باشند که از فناوری چین جلوتر باشند، به دلیل کمبود مشتری کافی در بازار چین، تراشه‌های به اصطلاح پیشرفته ایالات متحده سودآوری خود را از دست داده‌اند و فقط می‌توانند به تزئینات تبدیل شوند. از زمانی که ایالات متحده جنگ فناوری علیه چین را آغاز کرده است، صنعت فناوری چین، که توسط صنعت تراشه نمایندگی می‌شود، نه تنها ضربه سنگینی متحمل نشده، بلکه قوی‌تر و قوی‌تر شده است. تراشه‌های تولید داخل چین در تمام سطوح، از جمله متوسط، بالا و پایین، نه تنها تقاضای بازار داخلی را تا حد زیادی برآورده کرده‌اند، بلکه شاهد افزایش قابل توجهی در صادرات سالانه نیز بوده‌اند. در سال 2024، صادرات تراشه‌های چین از یک تریلیون یوان فراتر رفت که جهان را شگفت‌زده کرد. در مقابل، سود صنعت تراشه و تعدادی از تولیدکنندگان تراشه در ایالات متحده به شدت کاهش یافته، متحمل خسارات سنگین شده و فاقد شتاب توسعه بوده است. داده‌ها نشان می‌دهد که اینتل، یک شرکت تراشه‌سازی شناخته‌شده در ایالات متحده، در سال 2023 درآمد سالانه 54.228 میلیارد دلار آمریکا داشته است که نسبت به سال قبل 14.00 درصد کاهش و سود خالص 1.689 میلیارد دلار آمریکا داشته است که نسبت به سال قبل 78.92 درصد کاهش یافته است. در سه ماهه دوم سال 2024، درآمد اینتل 12.833 میلیارد دلار آمریکا بود که نسبت به سال قبل 0.90٪ کاهش یافته است. ضرر خالص آن 1.610 میلیارد دلار آمریکا بود که در تضاد شدید با سود 1.5 میلیارد دلاری آن در مدت مشابه سال 2023 بود. در سه ماهه سوم سال 2024، درآمد اینتل 13.284 میلیارد دلار آمریکا بود که نسبت به سال قبل 6.17٪ کاهش یافته است. ضرر خالص آن 16.639 میلیارد دلار آمریکا بود که نسبت به سال قبل 5702.36٪ کاهش یافته است. به عنوان مثال، کوالکام، یکی دیگر از تولیدکنندگان تراشه در ایالات متحده، اساساً بازار چین را در اوایل سال 2023 به دلیل گسترش محدودیت‌های صادرات تراشه توسط ایالات متحده از دست داد و چین منبع بیش از 60٪ از درآمد آن است. سود خالص کوالکام در سه ماهه دوم سال 2023 نسبت به سال قبل 52٪ کاهش یافت و کمترین میزان تاریخی را در سال‌های اخیر ثبت کرد. اینتل و کوالکام اینگونه هستند و انویدیا و ای‌ام‌دی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنها نمونه کوچکی از کل صنعت تراشه ایالات متحده در حال حاضر هستند. جنگ فناوری که توسط دولت ایالات متحده آغاز شده است، باعث شده است که آنها بازار چین را از دست بدهند و در نتیجه منبع سود و انگیزه خود را برای توسعه بیشتر از دست بدهند. جنگ فناوری که توسط ایالات متحده علیه چین آغاز شده است، آسیب محدودی به چین وارد کرده است، اما آسیب‌های وارده به شرکت‌های فناوری آمریکایی با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است.

جنگ مالی چقدر بر ایالات متحده تأثیر می‌گذارد؟

در استراتژی مهار چین توسط ایالات متحده، راه‌اندازی جنگ مالی یک سلاح تهاجمی بسیار شوم است. ایالات متحده قصد دارد جنگ مالی علیه چین را آغاز کند، املاک و مستغلات چین را منفجر کند، یوان را در موقعیت فروش استقراضی قرار دهد و بازار سهام چین را سرکوب کند تا به هدف مهار توسعه اقتصادی چین و در عین حال برداشت دارایی‌های چینی دست یابد.

از آنجایی که روند افتتاح حساب سرمایه RMB به صورت تدریجی و تحت کنترل دولت چین بوده است و دولت چین یک دیوار امنیتی مالی قوی ایجاد کرده است، می‌توان گفت که بازار مالی چین نفوذناپذیر است. با توجه به این پیشینه، اثربخشی حمله مالی ایالات متحده به چین بسیار محدود است و حتی از بسیاری جهات کاملاً برخلاف انتظار ایالات متحده است. می‌توان گفت که ایالات متحده به پای خودش شلیک کرده است.

در دوره رونق بازار املاک و مستغلات در چین، مردم شاهد بودند که ایالات متحده همچنان از طریق موسسات مالی به اصطلاح بین‌المللی که تحت کنترل خود داشت، به افزایش دارایی‌های خود از اوراق قرضه خارجی شرکت‌های املاک و مستغلات چینی ادامه می‌دهد و سعی در ایجاد چاله و تله بدهی برای شرکت‌های املاک و مستغلات چینی دارد. با این حال، دولت چین پیش از این بازار املاک و مستغلات داخلی را پیش‌بینی کرده بود و در اوج رونق بازار املاک و مستغلات، مجموعه‌ای از اقدامات نظارتی ضد چرخه‌ای را انجام داده بود. در میان آنها، برخی از شرکت‌های بزرگ املاک و مستغلات داخلی از گسترش کورکورانه در خارج از کشور از طریق بدهی و سایر روش‌ها منع شدند و بدین ترتیب از سقوط احتمالی بازار املاک و مستغلات چین به دلیل تله‌های بدهی خارجی جلوگیری شد. به عنوان مثال، ایالات متحده برای فروش استقراضی سهام چین، از یک سو، از تحقیقات بی‌اساس در مورد سهام مفهومی چینی استفاده کرد و گزارش‌های نامطلوبی را برای سرکوب شرکت‌های چینی فهرست شده در ایالات متحده منتشر کرد و در نتیجه بازار سهام A را به پایین کشید. از سوی دیگر، ایالات متحده از طریق برخی از آژانس‌های رتبه‌بندی بین‌المللی که تحت کنترل ایالات متحده هستند، مجموعه‌ای از گزارش‌های منفی کاذب را منتشر کرد که در مورد اقتصاد چین، شرکت‌های چینی و بازار سهام بدبینانه بود و تلاش می‌کرد سرمایه‌گذاران بین‌المللی را گمراه کند تا بازار سهام چین را ترک کنند. با این حال، عملکرد برجسته اقتصاد چین، که تنها اقتصاد جهان است، توطئه ایالات متحده برای فروش استقراضی سهام A را نقش بر آب کرده است. در عین حال، بازار سهام A بسیار بزرگ است و سرمایه‌گذاران زیادی دارد. علاوه بر این، نیات سیما ژائو، مدیرعامل ایالات متحده، برای همه کاملاً شناخته شده است. بنابراین، تلاش ایالات متحده برای فروش استقراضی سهام A موفقیت‌آمیز نبود. بازار سهام A چین هنوز هم طبق ریتم و مسیر خود به طور منظم و مستقل عمل می‌کند.

جنگ تجاری ۲.png

آرزوی اصلی ایالات متحده در راه اندازی جنگ مالی علیه چین، سرکوب نرخ ارز یوان از طریق دلار قوی است تا بتواند وجوه چینی را جذب و دارایی‌های چینی را درو کند. ایالات متحده معتقد است تا زمانی که نرخ بهره را افزایش دهد و موج دلاری ایجاد کند، می‌تواند سرمایه را از سراسر جهان، از جمله چین، به ایالات متحده سرازیر کند. بنابراین، از مارس 2022، ایالات متحده دور جدیدی از افزایش نرخ بهره را آغاز کرده است. اگرچه چند افزایش نرخ بهره اول باعث کاهش ارزش یوان شد، اما تقریباً هیچ تأثیری بر جریان سرمایه چینی نداشت. در نتیجه، فدرال رزرو افزایش شدید نرخ بهره را انجام داد و به ایالات متحده اجازه داد تا نرخ بهره نزدیک به 6 درصد را به مدت دو سال حفظ کند و رکورد جدیدی را در تاریخ افزایش نرخ بهره فدرال رزرو ایجاد کند. اگرچه کاهش ارزش یوان زمانی تحت تأثیر افزایش شدید نرخ بهره فدرال رزرو و دلار قوی از ۱۷ درصد فراتر رفت، اما آنچه ایالات متحده انتظار نداشت این بود که، به طور نسبی، در مقایسه با سایر ارزهای بین‌المللی، نرخ ارز یوان هنوز پایدارترین نرخ ارز باشد. آنچه به ویژه برای ایالات متحده ناامیدکننده است این است که سرمایه چینی نه تنها به ایالات متحده سرازیر نشده، بلکه وجوه جهانی را نیز به خود جذب کرده است. در سال‌های اخیر، چین یکی از کشورهایی بوده است که بیشترین سرمایه‌گذاری خارجی را جذب می‌کند. بازار عظیم چین، وضعیت سیاسی پایدار، توسعه سریع، پتانسیل عظیم و محیط کسب‌وکار رو به بهبود و تقویت روزافزون، چین را به طور فزاینده‌ای برای سرمایه بین‌المللی جذاب کرده است. با این اوصاف، چین نه تنها در افزایش نرخ بهره از ایالات متحده پیروی نکرد، بلکه در عوض کاهش نرخ بهره را در جهت مخالف ایالات متحده انجام داد. چرخه اقتصادی چین، سیاست پولی چین و جریان سرمایه چین تحت تأثیر افزایش شدید نرخ بهره و سیاست‌های قوی دلار ایالات متحده قرار نگرفته است.

امروز، دلار قوی دیگر پایدار نیست. در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده با اکراه گام کاهش نرخ بهره را برداشته است که ایالات متحده را در یک دوراهی قرار می‌دهد. اگر ایالات متحده کاهش نرخ بهره را متوقف کند و به حفظ نرخ بهره بالا ادامه دهد، بار سنگین نرخ بهره، تحمل آن را برای شرکت‌های آمریکایی و دولت ایالات متحده دشوار خواهد کرد. به عنوان مثال، دولت ایالات متحده را در نظر بگیرید. بدهی فعلی دولت ایالات متحده به ۳۵ تریلیون دلار آمریکا می‌رسد. در سطح نرخ بهره فعلی، دولت ایالات متحده باید سالانه تا ۲ تریلیون دلار آمریکا برای بهره بدهی هزینه کند، اما درآمد مالی سالانه دولت ایالات متحده تنها ۴ تریلیون دلار آمریکا است. هزینه‌های هنگفت بهره در حال حاضر بار غیرقابل تحملی برای دولت ایالات متحده و شرکت‌های آمریکایی است، بنابراین کاهش نرخ بهره اقدامی از سوی فدرال رزرو خواهد بود. با این حال، اگر فدرال رزرو به کاهش نرخ بهره ادامه دهد، دلار قوی جایگاه خود را از دست خواهد داد و سرمایه‌های بین‌المللی به تعداد زیاد از ایالات متحده خارج می‌شوند و باعث خونریزی اقتصاد ایالات متحده می‌شوند. زمانی که حباب دلار بترکد، هژمونی دلار ممکن است هرگز بهبود نیابد و تلاش ایالات متحده برای درو کردن جهان با ایجاد موج دلار، به سختی قابل اجرا خواهد بود.

می توان گفت جنگ مالی که آمریکا علیه چین به راه انداخته، تأثیر منفی عظیم و گسترده ای بر آمریکا دارد و با افول اقتصاد آمریکا، تأثیر منفی آن بر آمریکا بیش از پیش آشکار خواهد شد.